سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
605
تاريخ ايران ( فارسى )
تاختوتاز ميكردند . اين طايفه كه عبارت از اتراك باشند تاثيرش در تاريخ ايران تا اين اندازه است كه درياى كاسپين را هنوز ايرانيها خزر « 1 » ميخوانند ، بالجمله قباد اين قوم را به آسانى و در همان حملهء اول شكست داده جمع كثيرى را مقتول و غنائم زيادى هم بدست آورد . ظهور مزدك درست در همين زمان بود كه مزدك كه از اهل اصطخر و يا بقول طبرى از مردم نيشاپور بود كيش و آئين تازهاى آورده هزاران نفوس را داخل آئين خويش نمود . آئين مزبور عبارت از اصول كمونيزم يا مذهب اشتراكى بوده است . بر طبق اين اصول تمام مردم يكسان آفريده شده و همه حق دارند مساوات خود را در دنيا برقرار داشته و از آن برخوردار باشند ( يعنى از نعمتهاى اين جهان بالسويه بهره گيرند ) و بنابرين مال و زن هريك بايستى مشترك بين همه باشد ، وى علاوه در قسمت روحانيت و ترقيات معنوى تعليمات سختى آورده كه از آن جمله زهد و پارسائى ، اشتغال به او را دو اذكار ، پرهيز از غذاى حيوانى و محترم شمردن حيات حيوانات مىباشد . او در اشاعت و انتشار عقايد و اصول خود نيرنگى به كار برد ، توضيح اينكه در زير آتشكده حفره يا زيرزمينى بنا كرده و در آنجا تا بالاى آتشكده لولهاى قرار داد و بدستيارى يكنفر از معتمدين خودش ( كه در زير زمين نشانده بود ) مدعى شد كه من با اين عنصر مقدس ( آتش ) مكالمه ميكنم و با او صحبت ميدارم ، چنان كه در حضور پادشاه اين حيله را با كمال موفقيت انجام داده و درنتيجه قباد جلب شده در سلك مريدان او درآمد . پيروان اين مذهب كارشان بر اثر همراهى پادشاه و ترويجى كه از آن مينمود بدرجهاى بالا گرفت كه حتى ارمنستان مسيحى از اذيت و آزار آنها بستوه آمده نزديك بود سر بطغيان برداشته و از دست ايران برود خلع قباد و حبس او 498 - 501 ميلادى اين پادشاه درنتيجهء گرويدن بعقايد و اصول مزدك طرف بىميلى و بغض اهالى واقع شده تا اينحد كه بزرگان و سركردگان آرتش بهمراهى رئيس مؤبدان بر عليه او گرد آمده و بالاخره او را از سلطنت
--> ( 1 ) - بكتاب حاضر ، فصل دوم « بحر خزر » رجوع شود ( مؤلف ) .